قصه ی رفتن، و نرسیدن …

من خودم را،
در آن سوی زندگی ام یافتم

به نظرم یکی از حلقه های گمشده ی زندگیمون اینه که یبار نیومدیم بشینیم ببینیم دقیقا از کجای زندگی اومدیم، کجا میخواستیم باشیم، کجا هستیم و کجا داریم میریم… درست یا غلط، خیلی از ماها داریم مسیری رو میریم که خودمون انتخابش نکردیم، و متاسفانه بدون اینکه تجدید نظری کنیم داریم ادامش میدیم !
شاید راه رفته رو برگشتن سخت باشه، اما گاهی باید برگشت، بله گاهی واقعا باید برگشت…
،
چند روز پیش یه دوستی تو اینستاگرام متن زیر رو برام فرستاد، نمیدونم نویسندش کیه، اما خیلی به دلم نشست، این متن واقعا جای تأمل داره و باید حسابی بهش فکر کرد…

بیشتر بخوانید

شورمست، باداب سورت

طبق معمول دو روزی رو تعطیل بودیم، این شد که تصمیم گرفتیم سفری داشته باشیم به دریاچه شورمست و چشمه های باداب سورت…

بیشتر بخوانید

مرداب هسل، الیمالات

اواخر پاییز امسال، برای ماجراجویی و کمپ به مرداب هسل و دریاچه المالات رفتم، که حالا هرکدوم جزئی از بهترین خاطرات من هستن…

بیشتر بخوانید

کوچ سرفینگ

تا حالا شده؟

  • تو خیابون توریستای خارجی ببینید و بخواید باهاشون ارتباط برقرار کنید؟ یا همراهیشون کنید، مثلا شهرو نشونشون بدید؟
  • وقتی سفر میکنید، بخواید با اهالی اونجا ارتباط داشته باشید و تو مسائل مختلف راهنمایی بگیرید؟ مثلا بپرسید کجاهارو بینید، کجا بمونید، راه و هزینه چجوریه و …
  • یا دلتون بخواد برنامه بذارید مثلا برید کوه یا دوچرخه سواری، اما چون تنها بودید و همپا نداشتید منصرف شده باشید؟
  • یا اصلا اهل سفر نیستید، سرتون شلوغه، اما دلتون میخواد با دیگران معاشرت کنید و به اصطلاح تبادل نظر و فرهنگ داشته باشید؟
  • یا به خاطر کمبود بودجه و مشکل مالی سفر نرفته باشید و یا کمتر رفته باشید

اگر جز افرادی که گفتم هستید، کوچ سرفینگ بدردتون میخوره پس ادامه مطلب رو بخونید

بیشتر بخوانید

به کردار کرگدن تنها سفر کن!

در خصوص سفر کردن یکی از چالش های اصلی، نداشتن همسفره. مدت ها منتظر رفیق، دوست، فامیل موندن تا‌یکی پیدا شه باهات بیاد، اما وقت تلف کردنی بیش نیست. گاهی وقتا کسی نیست که باهات بیاد و گاهی هم اون افرادی که هستن همسفرهای خوبی نیستن و یجورایی آدم باهاشون راحت نیست. قبول دارم سفر دسته جمعی خیلی بیشتر لذت داره اما وقتی کسی نیست که باهات بیاد چی؟

بیشتر بخوانید

روزهای فراموشی، تفلیس!

مقدمه

خرداد امسال با توجه به اینکه تعطیل بودم و هنوز شغل جدیدم رو شروع نکرده بودم تصمیم گرفتم از این فرصت بهترین استفاده رو کنم. چون دوبار ترکیه رفته بودم تصمیم داشتم کشور جدیدی رو امتحان کنم که گزینه هایی مثل آذربایجان، ارمنستان و گرجستان رو داشتم. کشورهای دیگه‌ای هم بودن اما خب من در این زمان وضعیت مالی مناسبی نداشتم. من گرجستان رو به عنوان هدف انتخاب کردم (دلایل: سفر به یک کشور اروپایی اما ارزون! فستیوال 3 روزه‌ی اپن ایر راک و اجرای بندهای مورد علاقه من، عدم نیاز به ویزا و …) این شد که من به دوست های مختلفم گفتم که بریم اما متاسفانه هرکدوم مشکلات خاص خودشون رو داشتن و نشد که همسفر بشیم. کمی سست شدم و پشیمون که تنها برم اما هرطور بود عزمم رو جزم کرد که هرطور شده برم، حتی تنها! شروع کردم پروازها رو چک کردم و روز چهارشنبه برای جمعه ظهر (26/3/96) بلیط رفت گرفتم! با توجه به بیکار بودنم محدودیت زمانی خاص نداشتم و تصمیم گرفتم برم و اونجا تصمیم بگیرم که کی برگردم و هروقت خسته شدم و بلیط ارزون بود برگردم.

بیشتر بخوانید

سفرنامه وان

“وان یکی از اون شهراس که توش صفا صمیمیت جاریه”
از اونجایی که ویزا و همچنین گرون بودن سفرهای خارجی واس اغلب ما ایرانی ها یه مشکل اساسی هستش، گزینه های زیادی برای انتخاب مقصد نداریم. با توجه به این شرایط، یکی از کشورای پرطرفدار برای ما ترکیه هستش، چرا ؟ چون ویزا نمیخواد، تقریبا ارزونه، فرهنگ نزدیکی داریم و … حالا کجای ترکیه بریم؟! اگر هزینه و وقت براتون مهم نیست، خب شهرای زیادی میتونید برید: از استانبول و آنتالیا گرفته تا کوش آداسی و کاپادوکیا ! اما اگر محدودیت هزینه و زمان دارید، شهر وان میتونه گزینه مناسبی براتون باشه.

وان بزرگترین شهر در شرق ترکیه هستش. مردم این شهر کرد هستن، شهرت جهانی این شهر به دلیل وجود گربه‌های سفید پشمالویی با یک چشم آبی و دیگری زردرنگ هستش که به گربه وان مشهورند. جاذبه های گردشگری دیگه ی این شهر عبارتند از: جزیره و کلیسای آختامار، دریاچه ی وان، قلعه وان ، خانه گربه.

بیشتر بخوانید