قصه ی رفتن، و نرسیدن …

من خودم را،
در آن سوی زندگی ام یافتم

به نظرم یکی از حلقه های گمشده ی زندگیمون اینه که یبار نیومدیم بشینیم ببینیم دقیقا از کجای زندگی اومدیم، کجا میخواستیم باشیم، کجا هستیم و کجا داریم میریم… درست یا غلط، خیلی از ماها داریم مسیری رو میریم که خودمون انتخابش نکردیم، و متاسفانه بدون اینکه تجدید نظری کنیم داریم ادامش میدیم !
شاید راه رفته رو برگشتن سخت باشه، اما گاهی باید برگشت، بله گاهی واقعا باید برگشت…
،
چند روز پیش یه دوستی تو اینستاگرام متن زیر رو برام فرستاد، نمیدونم نویسندش کیه، اما خیلی به دلم نشست، این متن واقعا جای تأمل داره و باید حسابی بهش فکر کرد…

بیشتر بخوانید

به کردار کرگدن تنها سفر کن!

در خصوص سفر کردن یکی از چالش های اصلی، نداشتن همسفره. مدت ها منتظر رفیق، دوست، فامیل موندن تا‌یکی پیدا شه باهات بیاد، اما وقت تلف کردنی بیش نیست. گاهی وقتا کسی نیست که باهات بیاد و گاهی هم اون افرادی که هستن همسفرهای خوبی نیستن و یجورایی آدم باهاشون راحت نیست. قبول دارم سفر دسته جمعی خیلی بیشتر لذت داره اما وقتی کسی نیست که باهات بیاد چی؟

بیشتر بخوانید