ارمنستان (2)

موزه نسل کشی ارامنه

جِنِساید (genocide) به معنای نسل کشی هستش؛ و این مجموعه شامل بخش های مختلفی از جمله موزه و محل یادبود کشته شدگانه. در داخل این موزه: اسناد، عکس ها و تکه فیلم های مرتبط با این فاجعه به طور جامع به نمایش در اومدن.

طبق منابع موجود، امپراتوری عثمانی به فرماندهی انور پاشا، جمال پاشا و طلعت پاشا، در طی چندین مرحله اقدام به قتل عام حدودا 1.5 میلیون نفر از جمعیت 2 میلیونی ارامنه در بین سال های 1915 تا 1923 کردن. در هر مرحله، بخشی از جامعه مورد هدف قرار گرفتند؛ از کشتار رهبران و دانشمندان تا تبعید زن ها و بچه ها به صحرای دیرالزور سوریه. بعد از اتمام نسل کشی، حدودا 60 هزار کودک آواره توسط سازمان ها و افراد مختلف در اروپا و امریکا پذیرفته و حمایت میشن (به همین دلیل جمعیت ارامنه پراکنده شدن).

البته موضوع نسل کشی تا به حال از سوی دولت ترکیه مورد تایید قرار نگرفته و تایید نشده. از طرف دیگه به خاطر جنگ قره باغ، ارمنستان و آذربایجان روابط خوبی ندارند. به همین دلیل ارمنستان کلا رابطه ای با غرب و شرقش نداره و مرزهاش بستس.


فضای این مجموعه و طراحی داخلی موزه رو خیلی دوس داشتم. اما در عین حال باتوجه به ماهیت موزه، دپرس شدم. جنگ و نژادپرستی از سوی هر کشور و جامعه ای واقعا نفرت انگیز و نابخشودنی هستش، به امیدِ جهانی بدون مرز و نژاد..


پ.ن: این پست بر اساس بازدید من از موزه ی جنساید ایروان هست و طبیعتا امکان داره تحریف شده باشه. من درک و اطلاعات تاریخی-سیاسی کمی دارم، بنابراین این پست صرفا بر اساس دیده ها و شنیده هام هست و کامل نیست. توصیه میکنم این مبحث رو از جانب ترک ها، با سرچ کلید واژه هایی مثل جیلولوق و قره باغ هم بررسی کنید.

معبد گارنی

“محلی برای پرستش خدای خورشید”

قدمت این مجموعه به بیش از دو هزار سال میرسه، که البته در طول تاریخ به واسطه ی جنگ های متعدد، بخش های مختلفش تخریب شده و فقط معبدش باقی مونده. داخل معبد چیز خاصی وجود نداره، اما معماریش خیلی قشنگه، و از اون زیبا تر مناظر بکر اطرافشه.


برای رفتن به گارنی از ایروان، با یکی از اتوبوسای شهری خودتون رو برسونید به نمایشگاه بنز، بعد برید کوچه بغلیش، یه سری ون هست که جلوش شماره ی 66 نوشته. اینطوری با 350 درام میرسید گارنی، در حالیکه با تاکسی و تور چند هزار درام میشه!

بازالت و منشورهای بازالتی

اولین بار این منشورها رو تو ماکو دیده بودم. این ستون های منشوری بر اثر انجماد گدازه های آتش فشانی در دوره سوم زمین شناسی به وجود اومدن. خیلی خاص و با اُبهت هستن، طوری که آدم مسحور عظمتشون میشه. خیلی حیفِ اگر تو برنامتون نذارید و نبینیدشون (برای دیدن این منشورها باید به پائین دره ی معبد گارنی برید).

صومعه گغارد

“گغارد” نام نیزه ای هستش که مسیح به هنگام به صلیب کشیده شدن باهاش مجروح شده…

این صومعه یکی از عجیب ترین جاهایی بود که تا حالا دیدم؛ چندین کلیسا و غار که در دل کوه تراشیده شدن، حکاکی ها و سنگ نوشته های متعدد، معماری بی نظیر، روزنه های نور، آب چشمه ی مقدس که از زیر کلیسا بیرون میاد، و تکه پارچه های بسته شده به درختان پشت کلیسا (معتقند که با اینکار به آرزو و خواسته هاشون میرسن)؛ همه و همه باعث شدن که فضای عجیبی در این صومعه حاکم باشه…


به نظر من گارنی، منشورهای بازالتی و گغارد جذاب ترین جاهای ارمنستان برای دیدن هستن. و میتونه یه برنامه ی خوبه یک روز باشه و چه بسا چند روزه برای کمپ کردن! برای رفتن به گغارد، ون یا اتوبوس وجود نداره و تنها راهش تاکسی گرفتن از روستای گارنی یا گوت هستش؛ تاکسیای جلوی معبد گرون میگیرن، داخل روستا میتونید مردم بومی رو پیدا کنید که ماشین قدیمی دارن و با اونا برید. اگه باهاشون چونه بزنید با 4000-5000 درام دربست میبرن منشورهای بازالتی و گغارد و بعدش برمیگردونن. (اگر این سه مکان رو میخواستم با تور یک روزه یا تاکسی از ایروان برم، قطعا بالای 6000 درام میشد، اما با روشی که تو پست گارنی و اینجا توضیح دادم، مجموعا 2200 درام کرایه دادم.

“منِ مغضوب

کلومه بار

شب آخر، گفتم بذار حالا گه تا اینجا اومدم طعم شراب ارمنی رو بچشم. کجا؟ به پیشنهاد دوست یِل رفتیم “کَلومه بار ( Calumet)”. یه جای دنج که استایل بوهِمی مانند داشت. از اونجایی که زیاد اهلش نیستم، یه لیوان سفارش دادم، اما چند دقیقه بعد سفارشم شد یه بطری! چیز عجیبی بود، به امتحانش میرزید👌

به طور کلی ارمنستان رو کشوری امن دیدم، جایی که در هر ساعت از شبانه روز میشد تنهایی و آسوده خاطر قدم زد و لذت برد؛ جایی که مثل آب، زلال بود… خصوصا ایروان رو سرشار از آرامش دیدم، جایی که گل فروشی قسمت جدایی ناپذیر کوچه خیابون هاش بود، و مردمی که عجله ای برای رفتن نداشتن….

“پایان”

دیدگاه‌تان را بنویسید: