ارمنستان (1)

اواسط اردیبهشت برای مصاحبه سفارت عازم ایروان شدم؛ قبل از سفر پیش خودم گفتم حالا که قرارِ تا اونجا برم؛ پس چه بهتر که گشت و گذاری هم تو ارمنستان داشته باشم! اینطور شد که برای یک هفته مرخصی گرفتم و عازم این سفر شدم.

مقدمه

ساعت 12 ظهر از ترمینال غرب (میدون آزادی) با اتوبوس به سمت ایروان راه افتادیم. چرا اتوبوس؟ با توجه به وضعیت اقتصادی فعلی کشور، سفر رفتن سخت شده، مخصوصا خارجی! قبلا یه مطلب راجع به کاهش هزینه های سفر نوشتم، اگر نخوندیش اینجا کلیک کن.

حدودا ساعت 12 شب بود که به مرز نوردوز رسیدیم، عوارض رو همونجا پرداخت کردیم و بعدش انتظار شروع شد! انتظار چی؟! اتوبوس ها معمولا درآمدشون از طریق قاچاق کالا و سوخت هستش نه مسافر! بنابراین در مسیر رفت سه چهار ساعتی تو مرز الاف شدیم! حوالی ساعت چهار بالاخره راه افتادیم، و دم دمای صبح که بیدار شدم با همچین منظره ای مواجه شدم!

از مرز به بعد همواره با آسفالت داغون جاده و طبیعت زیبا مواجه بودیم. در کشورهایی مثل ارمنستان و گرجستان همچنان نشانه هایی از زمان شوروی باقی هست و توسعه زیادی از لحاظ زیرساختی نداشتن، مثلا متروها و اغلب جاده هاشون مال همون زمان هستن!در این کشور سه میلیون نفری، به جز پایتختش (ایروان) بقیه شهرهاش ماهیت روستایی دارن و اغلب مردمشون به کشاورزی و دامداری مشغول هستن. در اینجا طبیعت بکر، و زندگی مردم کاملا معمولی و آروم هستش….

حوالی ظهر رسیدیم ترمینال ایروان که حدودا یک ربع از مرکز شهر فاصله داره. رفتم ایستگاه روبروی ترمینال و با 100 درام (هر درام تقریبا 30 تومن) رفتم مرکز شهر. همین مسیر با یاندکس حدودا 600 درام و با تاکسی فکر کنم 1000 درام یا بیشتر میشد! (یاندکس و جی جی مثل اسنپ خودمونه و ارزون تر از تاکسی هستن، اما از همه چی به صرفه تر اتوبوس و مترو هستش). همونطور که میبینید با همین نکات کوچیک میشه کلی از هزینه هارو کم کرد. در طول این سفر، هرجا که میخواستم برم، با یه سرچ ساده تو گوگل، شماره و ایستگاه اتوبوس موردنظر رو در میاوردم. حمل و نقل با اتوبوس، علاوه بر ارزونی، باعث میشه که در بین جامعه محلی باشم و با عبور از مناطق مختلف، دید خوبی نسبت به اون شهر بدست بیارم.

اقامت

از اتوبوس که پیاده شدم، قدم زنان با کمک گوگل مپ به سمت هاستل رفتم. من برای اقامت اومبا هاستل رو انتخاب کردم (چرا هاستل؟ چرا اومبا؟ اینجا کلیک کن)

ایروان

روز اول و بخشی از روزهای دیگم، همواره توأم بود با پرسه زدن در کوچه پس کوچه ها و در نهایت برگشتن به میدون جمهوری، جایی که شهر در طول شبانه روز، بیدار و زنده بود…

هزارپله

روز دوم رفتم به دیدن مجموعه هزارپله یا همون کاسکاد، و به تماشای شهر از اون بالا نشستم…

زیر این مجموعه یه سری گالری و سالن هنری هستش، و همچنین پله برقی تا اگر کسی نتونست و یا نخواست از پله ها بره بالا، راحت باشه. همچنین در اطرافش پر بود از کافه و رستوران های جذاب. پیشنهاد میکنم قبل و بعد از غروب اینجا باشید.

آرارت

قبلا آرارات رو از ماکو دیده بودم و اینبار از سمت ایروان؛ دیدن دوباره ی آرارات زیبا و با عظمت از بلندی های هزارپله حس قشنگی بود. آرارات بزرگ و کوچک دو آتش فشان غیرفعالن که تقریبا در شرق ترکیه و مرز ارمنستان و ایران و نخجوان قرار دارن. آرارات نام و مکانی مقدس برای ارمنی هاست و معتقدند که کشتی نوح اینجا بوده و گویا بقایایی منتسب به اون کشتی هم کشف شده.

مِزو کلاب

بعد از یه روز کاری شلوغ و پر استرس، آخرای شب رفتم یه لانژ کلاب دنج. مزو کلاب هم برای خانوادگی رفتن مناسبه و هم مجردی. موزیک و فضاش عالی بود، نوشیدنی و غذاش هم همینطور (ورودی 4 دلار، کوکتیل پارادایس و سیب زمینی سرخ کرده: 5 دلار). اگر ایروان رفتید حتما برید. یه شراب خاصم دارن که تولید خودشونه و آدمای معروفی رو کشونده اونجا.

پ.ن: تو کشورهای همسایه، کلاب ایرانی یا جاهایی که ایرانیا پیشنهاد میدن، معمولا بی کیفیت، شلوغ و داغونن! پس یا نرید یا اگر رفتید یه جای خوب برید.

ادامه…

دیدگاه‌تان را بنویسید: