ماکوگرام (2)

روز دوم ما همراه با یه سورپرایز جذاب بود؛ آفرود ! صبح که پاشدیم دوتا ماشین آفرود منتظرمون بودن. راستش این اولین بار بود که من سوار ماشینای آفرود میشدم و خیلی هیجان داشتم. حدودا ساعت 9 صبح با آقا مهدی و مجید (دوتا از خوبای آفرود ماکو) ماجراجوییمون رو شروع کردیم.

لک لک ها

یه نکته ی خیلی جالب راجع به ماکو و روستاهای اطرافش اینه که اینجا به راحتی میتونید لک لک هارو ببینید و بهشون نزدیک بشید ! در اینجا در طول سالیان سال همواره مردم و لک لک ها در کنار هم زندگی کردن؛ به اعتقاد مردم لک لک ها با خودشون خیر و برکت میارن….

دره رند

در ادامه ی راهمون رفتیم به سمت دره رِند؛ یه دره ی بکر و زیبا…. یکی از ویژگی های طبیعت ماکو اینه که علیرغم نزدیک بودن به شهر، همچنان بسیار بکر و تمیز هستن…. چنین طبیعتی شاید تو جاهای دیگه هم وجود داشته باشه، اما از لحاظ بکر بودن و خلوتی بعیده که بشه منطقه ای مشابه اینجا پیدا کرد. وسط تابستون، وسط ظهر، زیر آفتاب، هوا به این خوبی، مگه داریم؟

  

مگه میشه من جایی برم اما کباب کوبیده ی اونجارو امتحان نکنم؟! به آقا مهدی گفتم ببرمون تا ناب ترین کباب ماکو رو بخوریم! رفتیم حسن کبابی، نگاه به دکور مغازش نکنید، کباب کوبیدش عالی بود.

بعد از نهار رفتیم به سمت منشورهای بازالتی تا یکی دیگه از عجایب ایران رو ببینیم. وسطای راه کندوهای عسل وسوسمون کردن تا کمی واستیم، از کناره ی جاده انگاری یه جعبه مداد رنگی روی زمین پخش شده بود! رفتیم نزدیک زنبوردارها و بعد از گپ و گفت مختصری کلاه مخصوصشون رو قرض گرفتیم و نزدیک کندوها شدیم، هرچند که زنبور دستمون رو نیش زد، پس مواظب باشید! 

منشورهای بازالتی

و اما منشورهای بازالتی! پیچ و خم های جاده رو یکی پس از دیگری گذر کردیم، تا اینکه از اون دور دورا چشمم به صخره ها و سنگ های با اُبهت منشورهای بازالتی افتاد. انگاری اینجا انرژی خاصی وجود داره، یجورایی آدم رو تو خودش می بلعه، من به شدت تحت تأثیر قرار گرفته بودم و تا نگاهم رو به سمتی میبردم سریع خیره میشدم و به فکر فرو میرفتم، اینجا دقیقا جایی بود که احساس حقارت بهم دست داد…. این منشورها ناشی از گدازه های سرد شده در طول سال ها فعالیت های آتش فشانی هستند. شک نکنید یکی از جاهایی که تو ایران حتما و حتما باید ببینید همین منشورای بازلتی هستن….

تو دره داشتیم راه میرفتیم که آقا مهدی گفت صدای سیل میاد و سریع برگشتیم بالای دره. رفقا به این نکته دقت کنید که منطقه ی ماکو به شدت سیل خیز هستش، بنابراین همواره حواستون به شرایط آب و هوایی باشه! همچنین اینکه اونجا چندتا آلاچیق مناسب برای کمپ کردن هستش.

آبگرم باشکند

تو راه برگشت از منشورهای بازالتی بودیم که اتفاقی مسیرمون به آبگرم باشکند خورد! جاتون خالی لباسارو کندیم و زدیم به آّب! سادگی اینجا منو به یاد بچگیام و حوض بابابزرگم انداخت؛ صدای جیغ و بدو بدو کردنامون همش جلوی چشمم بود. اینجا شاید مثل استخرهای بالی و آنتالیا لوکس نباشه، اما برای من پر از حس خوب و تازگی بود….

ادامه….

 

۴ thoughts on “ماکوگرام (2)

  1. مهران جون
    ممنون از اینکه دست و دلبازانه با خاطرات سفرهات ما رو هم همراه خودت میبری .
    امیدوارم به آرزوی گشت و گذار به دور دنیا زودتر برسی و خاطرات اونا رو بخونم.
    باز هم ممنون

  2. سلام و روز بخیر. من محمد کوکب نیا هستم، راهنمای تور و عاشق سفر؛ با شما در جشنواره ماکو گرام آشنا شدم. من لینک وب سایت شما رو در لیست پیوند های وبلاگ خودم قرار دادم و ممنون میشم اگر هم از وبلاگم بازدید بفرمایید و هم لینک وبلاگ من رو در لینک های سایت خوبتون قرار بدین. خیلی ممنووووون.
    این هم لینک وبلاگ من هستش:
    http://m-kokabnia.mihanblog.com

دیدگاه‌تان را بنویسید: