جنگل لفور، آبشار ترز

کمپ هرجور که باشه لذتای خودشو داره، وقتی تعداد کمه یه آرامش خیلی خاص داری، وقتی هم که تعداد زیاد باشه، میتونی شور و هیجان خیلی خوبی رو تجربه کنی… من اغلب کمپام خلوته، یعنی نهایتا دو سه نفریم، اما این سری هوس کردم یه کمپ نسبتا شلوغ رو تجربه کنم، این شد که با بچه های خوش سفر رفتم جنگل زیبای لفور…

مسیر رفتن به لفور خیلی قشنگه، از جاده فیروزکوه وقتی به دوراهی شیرگاه رسیدید باید برید سمت چپ، از اونجا به بعد از روستاهای مختلفی عبور میکنید که هرکدوم زیبایی های خاص خودشونو دارن…

یه جای مناسب کنار جاده ماشینمون رو پارک کردیم، و نیم ساعتی رفتیم به دل جنگل و تو یه قسمت مسطح چادرامونو زدیم….

صبح روز بعد، حدودا نیم ساعتی از محل کمپمون پیاده روی کردیم تا که رسیدیم به آبشار تِرِز؛ آبشاری زیبا و جذاب که وقتی بهش میرسی کلی خنک میشی 😉

زندگی همینه، گاهی از اون پائین نگاهت به بالا بالاهاس و یهو میبینی رسیدی اون بالا، گاهی هم اون بالایی و یهو میبینی رفتی اون پایین پایینا…

طبیعت با سبزیِ بوته ها و درختا، با صدای رودخونه ها و با وجود حیووناش قشنگه… لطفا طوری به طبیعت بریم که انگار هرگز نرفتیم ! بیاید به خودمون قول بدیم که هرجا رفتیم، اثری باقی نذاریم…

اغلب تو ذهنم دنبال اینم که از یچی کم ارزش، یچی با ارزش تر بسازم، جدیدا دارم به ساخت سازه های چوبی فکر میکنم! البته منظورم قطع درختا و آسیب به طبیعت نیستا ! منظورم همین چوب های خشک و شکستس که به کامِ آتیش فرو میرن، علی الحساب تو سفرای فعلیم دارم با ماکتش سر خودمو گرم میکنم ! وقتی سرگرم کاری میشی که دوسش داری، بطور ناخوداگاه خیلی چیزا از یادت میره، حس خوبیه، بهت آرامش میده…

پایان 🙂

دیدگاه‌تان را بنویسید: