قلب ایران (یزد)

مقدمه

در این سفر 6 روزه که از 24 اسفند شروع شد، مجموعا 2710 کیلومتر رو طی کردیم، هدف ما گشت و گذار در یزد، کرمان و چابهار بود که متاسفانه به دلیل مشکلات شخصی چابهار از برنامه حذف شد. حمل و نقل با ماشین شخصی خودم بود و سه نفر بودیم که کل هزینه هامون شد نفری 221 هزار تومن….

خلاصه ی این سفر به صورت زیر بود:

روز اول) تهران، بازدید از شهر زیرزمینی نوش آباد و شهر اردکان (اقامت: خانه ماه بیبی در اردکان)

روز دوم) بازدید از زیارتگاه چک چک، روستای خرانق و کویر زرین (اقامت: کمپ کویری زرین)

روز سوم) بازدید از دیدنی های یزد (اقامت: پارک هفتم تیر یزد)

روز چهارم) گردش در شهر کرمان و باغ فتح آباد (اقامت: پارک شورا کرمان)

روز پنجم) سفر به روستای حُرمَک و کِشیت (اقامت: پارک جلو امامزاده در شهر انار)

روز ششم) برگشت از انار به تهران

اردکان

ماه بی بی

حقیقتا قبل از این سفر فکر نمیکردیم این همه ماجرا و قصه در انتظارمون باشه، اما واقعا سفر خاطره آمیزی بود. همه چی از اونجا شروع شد که اتفاقی تو اینستاگرام پیج ماه بیبی رو دیدم، بنظرم خیلی جذاب اومد و تصمیم گرفتم در راه یزد، شب رو تو اردکان بگذرونم. اما این پایان داستان نبود، قصه های ما از ماه بی بی شروع شد، و با آدمای جدیدی آشنا شدیم، و بجای نصف روز، دو روزی رو اونجا گذروندیم، ای کاش حتی بیشتر مونده بودیم! اردکان و به طور کلی استان یزد یه حس خاصی به من داد، یه احساس گرم، جایی ک اصلا غریب نبودم. برای آشنایی بیشتر با ماه بی بی اینجا کلیک کنید.

شب های اردکان

اما چرا اردکان اینقد به چشمم اومد؟! من از اون دسته آدمام که به شب گردی خیلی علاقه دارم، همیشه دلم میخواد تو سکوت و خلوتی خیابونا قدم بزنم… من اردکان رو شهری زنده دیدم، کوچه پس کوچه های بافت قدیمیش با نور پردازی فوق العاده زیبایی که داشت، احساس خیلی خوبی بهم داد. (زیبایی شب های اردکان فراتر از چیزیه که تو عکس ها میبنید…) 

یه خبر خوبم اینکه اگر عید نوروز اردکان باشید، میتونید با این موتورها که عمرشون به زمان جنگ جهانی میرسه، شهر رو بگردید (برای هماهنگی با آقای شاکر تماس بگیرید: 09131565477)

قنات اردکان

یکی از چیزای عجیبی که تو اردکان دیدیم قناتش بود، که کم از یه شهر زیرزمینی نداشت! اولش اصلا قنات جز برناممون نبود، اما خوشبختانه به توصیه آقای پیری رفتیم، و واقعا تجربه ی نابی بود. آقای کُردی (مُغَنی قنات) میگفت که: یکی از نویسنده های کشورمون بعد از بازدید قنات، احساسشون رو به این صورت بیان کردن: “تجربه ای بود به مانند تجربه ی نوزاد در رحم مادر” (برای بازدید از قنات با آقای شاکر هماهنگ کنید: 09131565477)

دو سال پیش که ماه محرم چیمه بودیم (روستایی در نزدیکی نظنز و ابیانه)، رامین گفت نخل میارن! من همش فکر میکردم درخت نخل میارن! بعدا فهمیدم همچین چیزیه! تو اصفهان و یزد ماه محرم که میشه جا عَلَم، نخل بلند میکنن!

کوچه آشتی کنان

تو اردکان و یزد کوچه های تنگ و باریکی به اسم “کوچه آشتی کنان” خواهید دید! خلاصه اگر کدورتی یا ناراحتی از هم دارید یسر بزنید! اگرم قهر نیستید، برید تا صمیمیتتون بیشتر بشه. البته این کوچه بهونست، شما هرجا دلت خواست با یه بغل و بوس ساده جبران کن!

زیارتگاه پیر سبز

صبح روز بعد، از اردکان راه افتادیم به سمت چَک چَک (زیارتگاه پیرسبز)؛ چک چک یکی از مهمترین زیارتگاه های زرتشتیاس، گفته میشه بعد از سقوط یزدگرد، هر کدوم از بچه هاش به یک سمت و سو فرار میکنند، که نیک بانو (یکی از دختران یزدگرد) به سمت این کوه پناه آورده و در دل کوه ناپدید شده! علت نام گذاریش هم بخاطر صدای چک چک قطرات آبی هست که از صخره های کوه میریزه زمین….

چک چک آرامش خاصی داشت و احساس خیلی خوبی به من داد، توصیه میکنم برید و از سکوت و آرامشش لذت ببرید (اونجا سوپرمارکت نیست، اما برق و تعدادی اتاقک برای استراحت موقت هست که البته برای اقامت شب نیستن)

روستای خرانق

بعد از دیدن چک چک، رفتیم به سمتِ روستای زیبای خرانق؛ روستاگردی میتونه یکی از لذت بخش ترین بخش های سفر باشه، چه روستاهای زنده و چه روستاهای متروک…. روستا یه حس واقعی به آدم میده که تو هیچ کاخ و موزه ای پیدا نمیشه، تو روستا هر چیزی رو خودت لمس میکنی و میتونی کلی رویاپردازی راجبش داشته باشی…

تو خرانق یه کاروانسرای مرمت شده برای اقامت هست که البته راجب قیمت و کیفیتش اطلاع ندارم….

کویر زرین

وقتی صحبت از یزد و اردکان میشه، خود به خود حرف از کویر هم میاد؛ بنابراین اگه کویر رو تجربه نکنی، سفر کاملی نداشتی! من کویرهای مختلفی رفتم، اما کویر زرین بسیار خاص بود؛ رمل های بسیار بلندش به آدم حس قدم زدن رو کوه رو میداد، علاوه بر اینها، سکوت و بکر بودنش واقعا دوس داشتنی بود…

تو کویر زرین یه کمپ کویری خیلی خوب هم هست، که امکانات مختلفی داره…. ( قبل از رفتن با آقای دهقان هماهنگ کنید: 09128933900)

یزد

یک سفر وقتی کامل میشه که علاوه بر دیدن جاهای تاریخی و طبیعی، با آدمای اونجا گپ بزنی، تو محله هاش قدم بزنی، کافه گردی کنی، و تو بازارش گشتی بزنی…

کافه مارلیک

در انتخاب جاهایی که قراره برم، یچی که خیلی مهمه برام، خاص و جذاب بودن معماری و دکور اونجاس، حالا مهم نیست قدمت چند هزار ساله داشته باشه یا که نه یه رستوران تازه تاسیس باشه، مهم اینه جذابیت فضای اونجا باعث شه تصویر خوبی به یادم بمونه…

حوالی ظهر بود که رسیدیم به یزد، اول از همه رفتیم سراغ کافه مارلیک تا هم یچی خنک نوش کنیم، و هم بتونیم از فضای قشنگش عکس بگیریم. مجموعه مارلیک فقط کافه نیست، علاوه بر کافه شامل یک نگارخانه و بخش های دیگه ای هم هست. راستی اینم بگم که مارلیک لوکیشن فیلم مادری بوده….

مارلیک دوتا داستان جذاب هم داره، اول اینکه وقتی صاحب اینجا شروع میکنه اون خونه ی قدیمی و متروکه رو تبدیل به همچین مجموعه ی جذابی کنه، اواخر پروژه، شخصی شبانه میاد و شیرای آب رو باز میکنه، و اینجارو آب میگیره و بخشیش رو داغون میکنه! دومی اینکه، لوله ای که میبینید از اجزای دکور نیست! این لوله متصل به شبکه ی آب رسانی قدیمی شهر یزد بوده! و بعد که اینجا کافه شده، خرابش نکردن و گذاشتن جزئی از دکورشون باشه، که انصافا هم خیلی ایده ی خوبی بوده….

محله فهادان

بعد از خوردن نهار ماجراجویی ما تو بافت قدیمی یزد شروع شد، کوچه پس کوچه های تنگ و باریک، خونه های قدیمی، مردم محلی که گه گدار از کنارمون گذر میکردن و از همه مهم تر سکوت و آرامشی که حداقل تو تهران ازش محرومیم! اگه یزد رفتید، سعی کنید کاملا آسوده خاطر و بدون عجله تو کوچه پس کوچه هاش وول بخورید و بچرخید…

مسجد جامع یزد

در گذر از کوچه پس کوچه های یزد رسیدیم به مسجد جامع یزد، که بنظرم فضای خوب و دوس داشتنی داشت…

نمیدونم میدونید یا نه، ولی بطور کلی مسجدای قدیمی ایران برای توریستای خارجی خیلی جذابه، مخصوصا کاشی کاری ها و آینه کاری هایی که دارند، مثلا مسجد امام اصفهان که خارجیا بطور عامیانه بش میگن blue mosque (مسجد آبی) یکی از پر طرفدارترین مقاصد گردشگری ایرانه…

بازار

حین عبور از بافت قدیمی یزد رسیدیم به بازار و لابلای رنگا و مغازه های دلبرش کلی کیف کردیم…

خانه هنر یزد

“خانه هنر یزد” یجای دل نشینه با یه پشت بوم دلبر، که جون میده از اون بالا به تماشای شهر بشینی…

راستی، رسیدگی به شکم تو فضای دوس داشتنی کافه ی خانه هنر فراموش نشه😉

باغ دولت آباد

باغ دولت آباد هم که با اون در و پنجره های مشبکش، دیگه نیازی به تعریف و تمجید نداره، البته متاسفانه اون شب آب حوض خالی بود…

فالوده یزدی

حیف نیس بری یزد ولی فالوده یزدی رو تست نکنی؟! فالوده یزدی شیرحسین حرف نداره، مخصوصا با اون تخم شربتیایی که میده….

صبح روز بعد با یزد خدافظی کردیم، و رفتیم به سمت کرمان… برای خوندن ادامه ی این سفرنامه اینجا کلیک کنید 😉

۶ thoughts on “قلب ایران (یزد)

  1. سلام مهران جون
    اگه میخوای نحل گردنی رو ببینی البته با یکم چاشنی خشونت ظهر عاشورا تکیه پایین تجریش یا همون زمان خیابان شریعتی سر دولت رو بهت پیشنهاد میدم. اینم یه جور گشت و گذار هست دیگه !

  2. سلام
    چه قدر خوب بود …. واقعاً خلاقانه …. چه عکسای خوبی …. دوست داشتم، آفرین و ممنون. من دنبال نخل می گشتم در نت. تصویر از نخل های قدیمی به ویژه در شهرا و روستاهای یزد، همه ی استان یزد البته منظورمه. عکسی که شما گذاشتین توجهم رو جلب کرد و اومدم وبلاگتون رو دیدم و دیدم کلاً همش دیدنیه …. . البته اون نخل مربوط بود به یه روستا بین ابیانه و نایین اینطور که نوشته بودین. در مورد نخل در روستاهای استان یزد چیزی می دونید یا عکسی دارید؟ یا اطلاعاتی دارید؟

    • اول از همه مرسی از وقتی که گذاشتین و نظرات خوبتون
      عرضم به حضورتون، من اولین بار نخل رو در روستای چیمه دیدم، بعدا متوجه شدم اکثرا در یزد و کاشان و اصفهان و روستاهای اطرافشون، و همچنین گویا در قلهک تهران، در ماه محرم نخل بلند میکنند، این عکسی که ملاحظه کردین، نخل شهر اردکان یزد هستش، پیشنهاد میکنم حتما سفری به اردکان داشته باشید

      نپذیرفتن | پاسخ دادن | ویرایش سریع | ویرایش | تا

دیدگاه‌تان را بنویسید: