به کردار کرگدن تنها سفر کن!

در خصوص سفر کردن یکی از چالش های اصلی، نداشتن همسفره. مدت ها منتظر رفیق، دوست، فامیل موندن تا‌یکی پیدا شه باهات بیاد، اما وقت تلف کردنی بیش نیست. گاهی وقتا کسی نیست که باهات بیاد و گاهی هم اون افرادی که هستن همسفرهای خوبی نیستن و یجورایی آدم باهاشون راحت نیست. قبول دارم سفر دسته جمعی خیلی بیشتر لذت داره اما وقتی کسی نیست که باهات بیاد چی؟

،

گوزن آزاد، می خروشد آزادانه
از برای غذای خود
همی رود، به هرجای که خواهد
ای فرزانه،
نظر کن در این آزادی
و به کردار کرگدن تنهات سفر کن
،
تک و تنها، آزاد در همه جا
و به این و آن نیک خرسند
بی باک، خطرها را به جان خریدار
به کردار کرگدن تنها سفر کن

،

راستش برای اولین بار تنها سفر کردن، انگیزه‌ی بالایی میخواد و اون اولش کلی تو دلت خالی میشه و کلی سوال و استرس تو ذهنت میاد. اما پس از اولین بار که تنها سفر کردید، به تمامشون خندتون میگیره. حوالی بهار 96 بود که دیگه از همه‌ی این موضوعات خسته بودم و یجورایی زده بودم به سیم آخر، و دیگه نمیخواستم منتظر دیگران بمونم و بخاطر تنها بودن نرم سفر. این شد که شروع به تحقیق و خوندن سفرنامه ها کردم و یجورایی خودمو آماده‌ی این ماجراجویی بزرگ کردم. اولین سفر تنهایی من به گرجستان بود و خیلی خوشحال و راضی ام که این طلسم رو شکوندم و رفتم.

خلاصه بگم: تنها رفتن بهتر از نرفتنه…

دیدگاه‌تان را بنویسید: